این منم شهرام ارابه ران خورشید

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

شهرام هخامنش



نویسنده
شهرام هخامنش


آرشیو من
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
تیر ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
فروردین ۸٥
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
دی ۸۳
آذر ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢


لینک دوستان
شروین ( سایه های خاکستری )
مازیار(چترها را باید بست)
ساحل ( شب آفتابی )
خاطره ( بانوی فانوس به دست )
مژده ( یه سبد رازقی )
فرشید (راه راستی)
سرزمین بی کران
آرتمیس ( مهر باستان )
پارسا ( جنبش سوشانت )
شادان ( پنجره ایرانی )
مهتاب ( مهتاب دختر پارسی )
یسنا
چیستا ( خواب اقاقیا )
پیام صبا
رادمهر
نگار ( دخترانه های من )
دیکشنری (ایمان )
مهرگان (کوروش بزرگ پدر ایران زمین)
نسیم ( نفس پاک )
ستاره بینا ( تاریکخانه )
گردآفرید
نوشین ( بیداری )
شاخاب پارس
وبلاگ فارسی
لینکوگراف
پرشین وبلاگ


آمار وبلاگ


خروجی وبلاگ
  RSS 2.0  


وبلاگ فارسی



بهار

در ستایش دستها
این نخستین نماز طبیعت نیست
آرامشی را در اندیشه ام که از راستی و روشنائی روایت کند
منم آنکه مکتب عشق را به یاری طلب میکند
تا شکوه چگونه مردن را بیاموزم
از برای نگهداری بهاران و بیداری
 به فصل پایداری رسیدن و راستی
 اینچنین است انسان و آئین بهارانه اش
 ومن بزرگ عاشق مرتومان
 آرزومند شادی شمایانم

 

                                                         نوروز   ۲۵۶۷  مبارک

 


شهرام هخامنش     لینک


بر گرفته از کتاب تاریخ تمدن و فرهنگ ایران کهن < هوشنگ طالع >
در درازای تاریخ این سرزمین یعنی از چند هزار سال پیش تا کمابیش دو سده ی اخیر قلمرو فرمانروائی دولت ایران پهنه ی فلات ایران بود . فلات ایران یک واحد شناخته شده ی جغرافیائی در سطح جهانی است . مرزهای فلات ایران عبارتند از کوه های قفقاز و رودخانه آمودریا و سیر دریا در شمال . از خاور بلات پامیر و رود سند . از جنوب اقیانوس هند و خلیج فارس . از باختر رودخانه دجله و فرات .
چنانکه گفته شد این سرزمین پهناور که بیش از ۴ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد در درازای چند هزار سال قلمرو دولت ایران بود . البفه در زمانهای بسیار این قلمرو از پهنه ی فلات ایران فراتر رفته است و در زمانهائی نیز جندین دولت ایرانی ( در آرامش و یا جنگ ) در کنار هم در این پهنه فرمانروائی داشته اند .
با آغاز سده ی نوزدهم میلادی دولت ایران مورد یورش سازمان یافته ی استعمارگران اروپائی یعنی روس و انگلیس قرار گرفت . در دوره ای کمتر از هفتاد سال دولت ایران وسیله دو امپراتوری مزبور به طور کامل تجزیه شد .
تجزیه ایران در فاصله زمانی ( ۱۸۱۳ تا ۱۸۸۱ م ) صورت گرفت . قراردادهای منجر به تجزیه ایران عبارتند از :
قرارداد گلستان ( ۱۸۱۳ م / ۱۱۹۲ خ ) برپایه این قرار داد بخشهائی از سرزمین قفقاز به اشغال روس ها در آمد .
قرار داد تدکمان چای ( ۱۸۲۸م / ۱۲۰۶ خ ) یا قرار داد تجزیه کامل قفقاز
قرارداد پاریس ( ۱۸۵۷ م / ۱۲۳۵ خ ) برپایه این قرار داد دیوار جدائی میان مردم ایران و افقانستان کشیده شد .
تجزیه مکران و بلوچستان ( ۱۸۷۱ م / ۱۲۵۰ خ )
قرار داد آخال ( ۱۸۸۱ م / ۱۲۶۰ خ ) تجزیه سرتاسری سرزمین های خوارزم و فرارود

از آنجا که در براگشت تجزیه پایتخت دولت ایران شهر تهران بود نام ایران برای این قسمت از سرزمین فلات ایران بر جای ماند . بی تردید اگر پایتخت دولت آنزمان در شهر بخارا یا کابل یا ..... قرار داشت نام کنونی ایران چیز دیگری بود .
از این رو برای پیوند تمامی ایران بزرگ یا به قول هم خانمان افغانستانی آریانا و یا به گفته ی درست تر ایرانا باید کوشید .
فرزندان ایرانا در حال حاضر در این واحدهای سیاسی زندگی میکنند :

         
نخست - در قفقاز :
جمهوری آذربایجان ( اران )
جمهوری ارمنستان
جمهوری گرجستان
داغستان - اوستی شمالی - چچنستان - اینگوشستان - قاباردین - بالخارستان و .....
           دوم -  در خوارزم و فرارود
جمهوری ترکمنستان
جمهوری ازبکستان
جمهوری تاجیکستان
بخشهائی از قزاقستان و قرقیزستان
           سوم - افقانستان 
          چهارم - بخشهائی از مکران و بلوچستان پاکستان
           پنجم - کردستان عراق و ترکیه
           ششم - بحرین
          هفتم - ایران کنونی

شهرام هخامنش     لینک


تخت

۱ - ب - تخت کاووس

کیکاووس پادشاه پیشدادی در آرزوی پرواز فرمان ساختن تختی را میدهد که ۴ عقاب آنرا به پرواز در میآورند ، فردوسی در شاهنامه اینگونه میگوید .

ز عود قماری یکی تخت کرد

سر درزها را به زر سخت کرد

به پهلوش بر نیزه های دراز

ببست و بر آنگونه کرد ساز

بیاویخت از نیزه ران بره

ببست اندر اندیشه دل یکسره

از آن پس عقاب دلاور چهار

بیاورد و بر تخت بست استوار


شهرام هخامنش     لینک


بن مایه ابزارها و چیزهای شگفت و اساطیری

۱- تخت
۱- الف - تخت جمشید

شاه جمشید شخصییت اسطوره ای شاهنامه ، دارنده بیشترین چیزهای شگفت انگیز است که گاه نسل به نسل به ارث میرسید .

یکی از نمونه چیزهای شگفت وی ( تخت جمشید ) میباشد که قالیچه سلیمان را به یاد میآورد .                                        

در مورد این تخت و تخت سلیمان که از افسانه های ایرانی گرفته شده از سفر های یک روزه از شرق به غرب مطالب زیادی گفته شده است .

اما از گفته های اوستا چنین بر میآید که تخت جمشید همان گردونه است که یکی از اکتشافات مهم انسان است .

در شاهنامه از سفرهای برق آسای جمشید جم اشاره ای نرفته است و فقط از حمل آن به وسیله دیوان یاد شده است ( دیو = غیر ایرانی )

همه کردنیها چو آمد     بجای        زجای مهی برتر آورد      پای

به فر کیانی یکی تخت  ساخت      چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت

که چون خواستی دیو برداشتی     ز هامون به گردون بر افراشتی

چو خورشید تابان میان    هوا      نشسته برو شاه         فرمانروا


شهرام هخامنش     لینک


درفش کاویان

درفش کاویان از قطعه چرم پاره مربعی که بر بالای نیزه ای نصب شده و نوک نیزه از پشت آن از سمت بالا پیدا بوده  ، درست شده بود که در زمان شوریدن کاوه آهنگر { حرفه آهنگری نمادی از پرولتاریا در آن دوران است و نمایانگر پیشرفت صنعتی ایرانیان } بر ضحاک { که نمادی از قوم عرب و فرهنگ بیابانی آنان است } از چرم پیش بند کاوه  برای شوریدگان بر ضحاک بوجود آمد .

از آن چرم ، کاهنگران پشت پای        

بپوشند هنگام زخم            درای

همان کاوه آن بر سر نیزه      کرد

همانگه ز بازار برخاست        گرد

این درفش که نماد ملی ایرانیان میشود وسمبل پیروزی ، در طول تاریخ هر پادشاهی بر آن گوهری می افزاید به مرور این درفش شکل افسانه گونه ای به خود میگیرد از این رو با حریر بنفش که رنگی است که بوجود آمده از دو رنگ قرمز که نماد آتش زمین است و آبی که نشانه آسمان را داراست ، این پیوند نشانه گذر از زندگی به مرگ است با این همه به معنای از بین رفتن نیست بلکه نمودار تناسخ میباشد از این رو آن را طلسم و نشانه جاودانی ایرانیان میدانستند

بر روی چرم که آراسته به حریر و گوهر بوده شکل ستاره ای بوده ۴ پر ودر مرکز وبالای  آن دایره ای کوچک وجود داشته است ، در پایین چرم ۴ ریشه به رنگهای سرخ ، زرد ، آبی و بنفش آویخته بوده و نوک این ریشه ها به گوهر آراسته بود .

چنین گفت هومان که آن اختر است

که نیروی ایران ،  بدو اندر     است

درفش بنفش ار به چنگ        آوریم

جهان جمله بر شاه       تنگ  آوریم

این درفش در جنگ قادسیه به دست اعراب میافتد و به دستور عمر آن را پاره پاره میکنند


شهرام هخامنش     لینک