این منم شهرام ارابه ران خورشید

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

شهرام هخامنش



نویسنده
شهرام هخامنش


آرشیو من
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
تیر ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
فروردین ۸٥
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
دی ۸۳
آذر ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢


لینک دوستان
شروین ( سایه های خاکستری )
مازیار(چترها را باید بست)
ساحل ( شب آفتابی )
خاطره ( بانوی فانوس به دست )
مژده ( یه سبد رازقی )
فرشید (راه راستی)
سرزمین بی کران
آرتمیس ( مهر باستان )
پارسا ( جنبش سوشانت )
شادان ( پنجره ایرانی )
مهتاب ( مهتاب دختر پارسی )
یسنا
چیستا ( خواب اقاقیا )
پیام صبا
رادمهر
نگار ( دخترانه های من )
دیکشنری (ایمان )
مهرگان (کوروش بزرگ پدر ایران زمین)
نسیم ( نفس پاک )
ستاره بینا ( تاریکخانه )
گردآفرید
نوشین ( بیداری )
شاخاب پارس
وبلاگ فارسی
لینکوگراف
پرشین وبلاگ


آمار وبلاگ


خروجی وبلاگ
  RSS 2.0  


وبلاگ فارسی



بهاران است

سردم است

سرد

اهریمن ِ دروج زن

انسان را بلعیده است

خورشید بر ارابه ای تند رو

با چهار اسب ِ چالاک

در راه است

و من که ارابه ران ِ خورشیدم

تو را میجویم

تو را که زاده ً خورشیدی

خورشید وش !

گرامیترین زن

دخت زیبای آریایی

تو را که میترایی و بزرگ

بانوی بوسه و لبخند

یاور دلیر مردان ِ میهنم

تو را میجویم

تو که عشق را جوانه میزنی

تو که پرستار مجنونانی

آیا گرمای وجودت

سرمای مرا پایان است ؟

که اگر چونین شود

من به جنگ اهریمن خواهم رفت

عاشقان همراهم

میجنگیم

و هیچ مرگی یاوران ِ آزادی را دل سرد نخواهد کرد

بوسه های تو

نوازش دست

گرمای ِ عشق

رهایی نزدیک است

بهاران است .


شهرام هخامنش     لینک


عاشق و معشوق

هیچ آتشی خاموش نخواهد شد

هیچ برفی آب نخواهد شد

هیچ پرنده ای بی آشیان نخواهد شد

که من باشم و تو

که مهر باشد و راستی

که تن باشد و بوسه

یار باشد و دلدار 

عاشق و معشوق

گرما و تپش و نیاز

عشق .

من با همین هوای کم

آواز خوان ِ عاشقانم

سرود ِ آزادی را خواهم ستود

سرود ِ راستی و بوسه را خواهم ستود

نقاب ِ پتیارگان را خواهم سترد

نقاب بداندیشان را خواهم سترد

پس ای عشق بشتاب 

تا بمیرد درد

تا بمیرد ظلم

تا بیاید مهر

تا بیاید او

آزادی


شهرام هخامنش     لینک


بهار

من این راه را از ستم ضحاک

تا فریدون آمده ام

مرگ را دیده ام که بوسه میزند بر پیکر سربازان ِ خورشید

نیلوفر ِ آبی  کبود میشود از خون ِ کشتگان راه آزادی

سلحشوران

خورشید وشان

غرقه در خونند

و ما به پیشواز بهار میرویم با گل و شیرینی

که سرخ است راه سبز ِ جان باختگان

خورشید وش

کدام بوسه بی اجازت لبان ِ تو زاده میشود ؟

کدام عشق

آی

کدام عشق بی تپش قلب تو خورشید ِ وجودم را گرم خواهد کرد ؟

آری بهار در راه است

اگر چه خورشید را حرارتی نمانده باشد که منش ارابه ران باشم

بهار در راه است .


شهرام هخامنش     لینک


ما

بنام تو

بنام من

ما

بزرگ و رها

ما

سرمست و شاد

من

غمگین

تو

نا شاد

ما

آزاد

ما

عاشق

ما

از ترس میگذریم

شکنجه را تحمل میکنیم

غم را در پس ِ پشت مینهیم

از زمهریر ِ مرگ

به سبزی ِ بهار میرسیم

ما

توانستن و برخاستن

رسیدن یا در آغوش یار جان سپردن

نسیمی از بوسه

خستگان را یاوری خواهد کرد

من از بوسه تو از کویر گذشته ام

تو از بوسه من به دریا رسیده ای

ما

به عشق و آزادی خواهیم رسید

خواهیم رسید .


شهرام هخامنش     لینک


عشق

دور شوید ای غمهای من

دور شوید ای شب اندیشان

دشمنان آزادی ، دشمنان خرد ، دشمنان من

دور شوید ، دور .

براستی برازنده کدام بوسه ام ؟

کدام آواز برازنده من است ؟

من که عشق را نه فقط برای خود

که عاشقان این دیار بسیارند

میدانم روزهایی هست برای بوسیدن و

رویا

زمانی برای آواز

برای زیستن

برای با تو بودن

برای باور انسان ،

من عشق را برای تو میخواستم

برای ما .

سرزمین من ، باردار ِ بوسه است

باردار مهر

عشق و آزادی .

پس دشمنان آزادی را بشناس

دشمن باد

دشمن دریا

دشمن من

دشمن تو

خود را بشناس .

من ارابه ران ِ خورشید

تسلیم نمیشوم

تا عشق را بیابم .


شهرام هخامنش     لینک