در زمانهای کهن جنگهای ایران و یونان و پس از آن با رومیها باعث بسته شدن جاده ابریشم بر روی غربیها بود . آنان که مواد اولیه زندگی خود را از شرق تهیه میکردند بفکر راهی جدید برای ارتباط با شرق از جمله چین بودند که در زمانهای جنگ با ایران آن راه باز بماند . برای این منظور توجه آنان به عربستان که در آن روزگار خراجگزار ایران بود جلب شد . و تعدادی قاچاقچی این مهم را عهده دار شدند . قاچاقچیان که با پول رومی به نوایی رسیده بودند دشمنی شدیدی با ایرانیان داشتند از میان اینان خدیجه قدرت طلبی بیشتری داشت تا جایی که خواب براندازی حکومت قریش را میدید . خدیجه برای حمل کالاهای قاچاق از جوانان عرب ِ تهیدست استفاده میکرد از میان آنان محمد که خود کینه عموی خود را داشت و همیشه درآمد کعبه را مال خود میدانست با خدیجه همداستان شد تا جایی که او را به زنی برگزید . متاسفانه این اتفاق در زمانی رخ داد که دولت ایران دچار از هم گستگی بود و مردم به خاطر کشتار مزدکیان از دولت مرکزی ناراضی بودند . در چنین اوضاعی رومیها به تقویت هرچه بیشتر قاچاقچیان پرداختند به این گروه مزدکیان فراری هم افزوده شدند و کم کم اینان قدرت گرفتند و افکار ایران ستیز خود را گسترش دادند و تحت تاثیر مزدکیان دین جدیدی را پی افکندند اگر چه بعد از قدرتمند شدن از آن فاصله ای گرفتند که دیگر ردی از افکار مزدک را در اسلام نمیتوان یافت .
ایران ستیزی برای بدست آوردن پول رومی چنان قدرت گرفت که در قرآن هم از رومیها در برابر ایرانیان دفاع شده است . و پس از شکست ایران به وحشیانه ترین شکلی با ایرانیان و فرهنگ و تمدن آریایی برخورد شد تا جایی که عربها از محمد میپرسیدند که آیا این ستم درست است و او میگفت آری این فرمان الله است .
در زمان جنگهای ایران و انگلیس که منجر به قراردادهای گلستان و ترکمانچای شد در عربستان این گروه ایران ستیز به همت دولت انگلیس که میخواست یک گروه ایران ستیز ِ پول پرست را زیر نگین انگشتری داشته باشد دارای شناسنامه شد و وهابی نامیده شدند و آنان که از ابتدا دزد و قاچاقچی بودند این اربابان ِ جدید را پذیرفتند .
وهابیان که کینه ای 2000 ساله با ایرانیان دارند هم اینک نیز با خرج پولهای بیحساب به از بین بردن تاریخ و تمدن آریایی مشغولند . در ابتدای حکومت اسلامی در مجلس یکی از نمایندگان ، خلیج فارس را خلیج عربی نامید و پس از آن ما شاهد ایران ستیزی در بین دولت مردان ِ اسلامی هستیم . مثلا سخنان موسوی و همسرشان در مورد تاریخ ایران که در نوشته های قبل بدان اشاره کرده ام . یا حمایت انگلیس و عربستان از طالبان در افغانستان ِ گرامی که شاهرگ ایران بوده و هست و یا حمایت آنان از بهاییان که در مورد آن هم در پستهای قبل سخن گفته ام .
هم اینک شاهد ایران ستیزی دولت احمدی نژاد هستیم . حذف اسم پادشاهان از درسهای تاریخ یکی از هزار است .
در شب چهارشنبه آخر سال هم شاهد این ستیز بودیم از اولین روزهای حکومت اسلامی مبارزه با فرهنگ آریایی خودنمایی کرد و وقتی موفق نشدند با مردم مبارزه کنند راه دیگری در پیش گرفتند . در آن اوایل از حذف نوروز سخن گفتند و مردم ایستادند . از آتش بازی به عنوان آتش پرستی یاد کردند و مردم ایستادند
تا نازک اندیشانشان بی شرم
که مباداشان دگر روز بهی در چشم
یافتند آخر فسونی را که میجستند
به این صورت که چماقدارانشان در لباس جوانان این آب و خاک با ایجاد مزاحمت و تخریب و اراذل گری مردم را بدبین کنند به جشن ِ فرخنده و زیبای آتشبازی ، و در این کار موفق هم بوده اند زیرا تعداد اندکی از جوانان نا آگاه هم از آنان پیروی کردند و پس از سی سال شاهد از بین رفتن این جشن زیبا و تبدیل آن به وحشی گری هستیم .
باشد تا با ژرف اندیشی و فرهنگ سازی دست این اجانب ِ ایران ستیز را از ایران کوتاه کنیم و فرهنگ پر افتخار آریایی را دوباره جایگزین بیفرهنگی ِ این هزارپدران نماییم .
قدرت ما در یگانگی ماست
پیش بسوی یگانگی آریایی