این منم شهرام ارابه ران خورشید

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

شهرام هخامنش



نویسنده
شهرام هخامنش


آرشیو من
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
تیر ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
مهر ۸٥
فروردین ۸٥
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
دی ۸۳
آذر ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢


لینک دوستان
شروین ( سایه های خاکستری )
مازیار(چترها را باید بست)
ساحل ( شب آفتابی )
خاطره ( بانوی فانوس به دست )
مژده ( یه سبد رازقی )
فرشید (راه راستی)
سرزمین بی کران
آرتمیس ( مهر باستان )
پارسا ( جنبش سوشانت )
شادان ( پنجره ایرانی )
مهتاب ( مهتاب دختر پارسی )
یسنا
چیستا ( خواب اقاقیا )
پیام صبا
رادمهر
نگار ( دخترانه های من )
دیکشنری (ایمان )
مهرگان (کوروش بزرگ پدر ایران زمین)
نسیم ( نفس پاک )
ستاره بینا ( تاریکخانه )
گردآفرید
نوشین ( بیداری )
شاخاب پارس
وبلاگ فارسی
لینکوگراف
پرشین وبلاگ


آمار وبلاگ


خروجی وبلاگ
  RSS 2.0  


وبلاگ فارسی



نبرد واژگان

بسیاری گمان میکنند هر واژه ای که امروز در ساختار آن واژ ( ع ) بکار رفته باشد تازی است . پس از یورش وحشیانه اعراب هزار پدر دبیران ایرانی برای آنکه تازیان بتوانند واژه های ایرانی را بفهمند هشت واژی ( ث ، ح ، ط ، ظ ، ص ، ض ، ق ) را برای زبان این بیفرهنگان ِ همیشه پست پرداختند . و خیلی از واژگان که ریشه ایرانی دارد به گونه معرب در آمد . همانند واژی ( اروس ) که امروزه به گونه معرب ( عروس ) بکار میرود ، اما ریشه کهن ایرانی دارد .

در اینجا به این نکته یادآور میشویم که در همه شاخه های زبان کهن ایرانی ، برای واژگون کردن معنا ، پیشوند ( ا َ ، ا َن ) بکار میرفته همچون مرداد بچم مردن و امرداد بچم بیمرگ و جاودان یا ایران و انیران بچم غیرایرانی .

در فرهنگ هَژار که در آن به گرد آوری واژگان کُردی با ریشه مادی پرداخته است واژه ( زیز ) را بچم نا خشنود آورده است که واژگون آن ( ازیز ) میشود که اکنون معرب شده آن عزیز گردیده .

آنگاه این واژه هم به مانند سیل واژگان دیگر ایرانی ، که به دست دبیران ایرانی و برپایه نگاه داشت زبان و فرهنگ پارسی برای کاربرد در زبان تازی بدست توانمند سیبویه دانشمند نامور ایران زمین ( صرف و نحو ) شد و واژگان معزز و تعزیز و ....... پرداخته شد .

( برداشتی آزاد از نوشته ایراندخت مهرپرور )


شهرام هخامنش     لینک


شراب دیگر کشف ایرانیان

شراب از دیدگاه پورسینا

 

جستاری که می خوانید نگاهی به کتاب قانون در طب تالیف شیخ الرئیس ابوعلی سینا می باشد؛ که در آن پورسینا شراب را نه حرام بلکه جایز برای سلامتی دانسته است تا آنجا که در شعری می گوید:

 

شراب را چه گنه گر که ابلهی نوشد

گهی به تیغ برد دست و گهی به سوی نجق

چو بو علی می ناب ار خوری حکیمانه

به حق حق که وجودت به حق شود ملحق

حلال گشت به فتوای عقل بر دانا

حرام گشت به فتوای شرع بر نادان

 

 

شراب سفید و رقیق برای کسانی که مزاج گرم دارند خوب است و سر درد نمی آورد و ممکن است بمناسبت رطوبت بخشی، سردرد ناشی از التهاب معده را از بین ببرد و یا سبک تر گرداند. شراب صاف شده همراه انگبین و نان نیز – بویژه اگر قبل از نوشیدن به مدت دو ساعت با هم آمیخته گردند-همان کار را انجام دهند

 

برای کسی که فربهی و نیرومندی آرزو می کند، شراب شیرین و غلیظ توصیه می شود، لیکن باید از بند آمدن ها بر حذر با شد. برای کسی که سرد مزاج و بلغمی است شراب سرخ و کهنه بی فایده نیست و علت آنرا سابقا بیان کردیم. قبل از هضم شدن و سرازیر شدن لقمه نباید مایعی به میان آید. اگر غذا بد کیموس باشد نباید موقع خوردن آن و حتی بعد از هضم آن نوشابه ای خورد زیرا مواد آبکی، میموس بد را تا نقاط دور دست بدن می برد. نوشیدن شراب بر روی میوه و بویژه بر روی خربزه خوب نیست

نوشیدن شراب باید با پیمانه های کوچک شروع شود و این روش بهتر از نوشیدن با پیمانه های بزرگ تر است. کسی که به شراب عادت داشته باشد چنانچه در هنگام غذا خوردن سه پیمانه سر کشد زیانی نمی بیند. اگر به شراب خو نگرفته است و دارای تن سالم است، چنانچه بعد از رگ زدن مقداری از آن بنوشد بی فایده نیست. کسانی که بیماری زهره دارند و کسانی که ترمزاجند از شراب بهره می بینند، زیرا شراب زهره را می راند و رطوبت را پخته می گرداند

هر قدرعطر شراب بیشتر، بوی آن در افزایش و مزه آن لذیذتر باشد ، نوع آن بهتر است. شراب بهترین غذا رسان به تمام بخش های بدن است. شراب بلغم را می گدازد، صفرا را از ادرار و مشابه آن بیرون می راند، سودا را می لغزاند و آسان بیرون می کند و بازگشت آن مانع می شود؛ هر بند آمده ای را بدون اینکه گرمی بیگانه را زیاد بکار برد آب می سازد و می گدازد. انواع شراب را در جای خود توصیف خواهیم کرد

کسی که مغزش نیرومند است و با شرب شراب به آسانی مست نمی شود و مغز وی بخارهای بالا رو و نا پسندیده را پذیرا نیست و از شراب بجز گرمای مناسب مزاج را نمی پذیرد، از تاثیر شراب چنان صفای ذهنی بر او دست می دهد که ذهن های دیگر به آن نمی رسد. در اشخاصی که حالت مغز بر عکس آن است، کنش های شراب نیز برعکس می باشد

کسی که سینه اش بی توان است و در فصل زمستان نفس تنگی بر او عارض می شودنباید زیاد شراب بخورد و اگر بخورد معده اش نباید پر از طعام باشد و باید در غذایش ماده جریان اندازنده ای باشد تا اگر معده از شراب و طعام انباشته شد بیرون براند و بهتر آنست که جهت آسودگی آب انگبین بنوشد و آنرا باز بیرون دهد و بعد دهان را با سرکه و انگبین و رخساره را با آب سرد بشوید.

بدان که: شراب کهنه را باید در رده داروها قرار داد نه رده خوراکیها. شراب نو رسیده برای کبد خوب نیست و کبر را بر اثر باد کردن و اسهال دادن به شورش می اندازد. بهترین شراب ها آن است که نه کهنه و نه بسیار تازه است بلکه در میانه قرار دارد، صاف است و سفیدی اش به سرخی می زند، خوش بوست و طعم آن بین ترش و شیرین یعنی میخوش است .

بهترین شراب که شراب شسته نام دارد آن است که سه پیمانه پونه کوهی و یک پیمانه آب را هم بحدی بجوشانند که حجم آن به دو سوم اولیه برسد

کسی که از خوردن شراب احساس سوزش می کند باید بعد از نوشیدن آن انار و آب بمکد و فردای آنروز در ناشتا شربت افسنطین بنوشد و کمی خوراک بخورد و استحمام کند 

بدان : شراب آمیخته با آب معده راسست و تر می گرداند و زودتر مستی می آورد، زیرا آبی که در آن است آنرا زودتر بمقصد می رساند. شراب آمیخته با آب، پوست را صیقل می دهد و نیروهای روانی را تشدید می کند.

کسی که خود را خردمند می داند نباید ناشتا، قبل از اینکه اندام های تر مزاجش آب کافی خود را دریافت کنند شراب بخورد و نباید کمی بعد از حرکات دشوار و خسته کننده شراب میل نماید، زیرا در این حالات مغز و پی آسیب می بینند و ترنجیدگی ، بهم خوردن عقل و یا بیماری ها روی می آورند و یا مواد دفعی گرم پدید می آیند

برخی معتقدند اگر انسان یک یا دو بار در ماه مست شود خوبست زیرا نیروهای روانی سبکبار میشود و می آسایند و ادرار و عرق بیرون می روند، مواد دفعی می گدازند و بویژه مواد بیرون ریختنی معده آب می شود و دفع می گردند

شراب خوردن خردسالا بدان می ماند که چوب نازک سوزان را در آتش بیاندازند.پیران تا می توانند بنوشند. جوانان باید اندازه نگهدارند که اندازه نکوست. شراب مناسب برای جوانان، شراب کهنه و آمیخته با آب انار یا آب سرد و این مانع می شود که آسیب ببینند و مزاجشان بسوزد...
قانون در طب/تالیف شیخ الرئیس ابن سینا/کتاب اول
ابن القفطی/تاریخ الحکما/چاپ لایپزیک


شهرام هخامنش     لینک


منطق 1( قبل از پورسینا )

علم منطق در جهان اسلام همانند دیگر تفکرات اسلامی در قرون وسطی کاملا غربی است و با فلسفه شرق ( ایران و هند و چین ) هیچگونه ارتباطی ندارد . این منطق همانگونه که توسط مکتب ارسطویی متاخر یونانی حفظ و منتقل شده بود ، تماما به تقلید از سننت کلاسیک توسعه یافت . ( تاریخ ادبیات عرب : کارل بروکمن

اعراب که با طلای رومی حکومت عنکبوتی خود را گسترش میدادند کاملا وابسته به نظرات غربی ها فلسفه خود را ساختند . بنابر این نخستین نویسندگان منطق به زبان عربی دانشمندان مسیحی سوری بودند که منطق اعراب را پایه گذاشتند . در اواخر قرن نهم و دهم میلادی منطق تنها در مدرسه منطقیون بغداد متمرکز بود که بنیانگذاران این مدرسه از اعضای یگ گروه کاملا مسیحی سوری بودند که ابوبشرمتی بن یونس یکی از معلمان ان است . این مدرسه به نام اسکول مرماری نامیده میشد و وایسته به دیر  قنی  نزدیک بغداد بود . این مدرسه در سال ١٠۵٠ میلادی از بین رفت و افول منطق در نژاد سامی محسوس بود

تا زمان پورسینا که متهورانه سنت جدیدی بوجود آورد و پایه گذار علم فلسفه و منطق و طب گردید . پورسینا با آگاهی به زبان پهلوی و ترجمه نسک های قدیم توانست انقلابی در دانش آن زمان بوجود آورد که تا امروز ادامه دارد . نوشته های پورسینا چنان جهان را متحول کرد که دیگر منطق ارسطویی نمیتوانست با آن برابری کنند . از این رو خیلی از دانشمندان غرب با توجه به نوشته های پورسینا راهش را ادامه دادند و علم فلسفه و منطق و طب مدیون این دانشمند بزرگ ایرانی است


شهرام هخامنش     لینک


این عشق ( Jacques Prevert - ژاک پره ور )
شرح حال:
 ژاک پره ور(1977-1900) شاعر و فیلم نامه نویس سرشناس فرانسوی درنوجوانی شیفته ی فیلم های چارلی چاپلین شد و بعدها برای فیلم سازانی نظیر ژان رنوار، کلوداوتان لارا و مارسل کارنه فیلم نامه نوشت. دیدگاهی سوررئالیستی داشت و با شعرا و هنرمندانی چون لوئی آراگون، اندره برتون و پاول گریمول یارو همنشین بود.
پره ور تا دم مرگ شعر می سرود. اشعارمردمی اش درجهان فرانسه زبان شهرت خاص دارند و بسیاری از آن ها در کتب درسی چاپ شده اند.آهنگ سازان متعددی نیز روی پاره یی از سروده های او موسیقی متن آفریده اند.
هنگام مرگ، پره ور همراه دوست  طراح و کاریکاتوریست خود پاول گریمول روی آخرین صحنه ی فیلم معروف کارتونی "سلطان و مرغ مقلد" کار می کرد.  در شب افتتاحیه ی این فیلم در سال 1980، که به بزرگداشت پره ور اختصاص داده شده بود، در ردیف جلو و در کنار گریمول، صندلی خالی دوستش پره ور چشم ها را خیره می کرد.
در این پیام، شعر لطیف و مردمی "این عشق" پره ور را که زنده یاد احمد شاملواستادانه به فارسی برگردانده است، برایتان نقل می کنیم.


این عشق

این عشق
به این سختی
به این تردی
به این نازکی
به این نومیدی،

این عشق
به زیبایی روز و
به زشتی زمان
وقتی که زمانه بداست،

این عشق
این اندازه حقیقی
این عشق
به این زیبایی به این خجسته گی به این شادی و
این اندازه ریشخند آمیز
لرزان ازوحشت چون کودکی درظلمات
واین اندازه متکی به خود
آرام، مثل مردی در دل شب،

این عشقی که وحشت به جان دیگران می اندازد
به حرفشان می آورد
ورنگ از رخسارشان می پراند،

این عشق بزخوشده-چرا که ما خوددرکمینشیم-
این عشق- جرگه شده زخم خورده پامال شده پایان یافته انکارشده از یاد رفته-
چراکه ما خودجرگه اش کرده ایم زخمش زده ایم پامالش کرده ایم تمامش کرده ایم منکرش شده ایم از یادش برده ایم،
این عشق- دست نخورده ی هنوز این اندازه زنده و سراپا آفتابی
از آن توست از آن من است
این چیز همیشه تازه که تغییری نکرده است
واقعی است مثل گیاهی
لرزان است مثل پرنده یی
به گرمی و جان بخشی تابستان
ما دو می توانیم برویم و برگردیم
میتوانیم از یاد ببریم وبخوابیم
بیدار شویم و رنج بکشیم و پیر بشویم
دوباره بخوابیم و خواب مرگ ببینیم
بیدار شویم و بخوابیم و بخندیم و جوانی از سر بگیریم،
اما عشق مان به جا می ماند
لجوج مثل موجود بی ادراکی
زنده مثل هوس
ستمگر مثل خاطره
ابله مثل حسرت
مهربان مثل یادبود
به سردی مرمر
به زیبایی روز
به تردی کودک
لبخند زنان نگاهمان می کند و
خاموش باما حرف می زند
ما لرزان به او گوش می دهیم
وبه فریاد در می آییم
برای تو
برای خودمان
به خاطر تو، به خاطر من، و به خاطر همه ی دیگران که نمی شناسیم شان
دست به دامنش می شویم استغاثه کنان
که بمان
همان جا که هستی
همان جا که پیش از این بودی،
حرکت مکن
مرو
بمان
ماکه عشق آشناییم از یادت نبرده ایم
توهم از یادمان نبر
جز تو در عرصه ی خاک کسی نداریم
نگذار سرد شویم
هرروز و از هرکجا که شد
ازحیات نشانه یی به ما برسان
دیرترک، از کنج بیشه یی در جنگل خاطره ها
ناگهان پیدا شو
دست به سوی ما دراز کن و
نجات مان بده

ژاک پره ور- برگردان از احمد شاملو

شهرام هخامنش     لینک


نوروز 2570 هوبخت

در بند ماندگان

پس از شکنجه ، بیدارند

با بدنهای پاره ، پاره و زخمی

اما محکم تر از همیشه

استوار و سر بلند ، همچون دماوند .

جان باختگان ، بسیار . . .      .

اینسان بهار را می آغازیم

غمین از برای جان باختگان و بندیان

خوشحال از برای نطفه آزادی

نوروز ِ آزادی نزدیک است .


شهرام هخامنش     لینک